از درختِ دوقلو تا درختِ سر به سپهر کشیده

تماشای رویش متفاوت فدایی درختان و زندگی بی سابقه آن ها، هم زمان لذت‏ مقدر شدن و آموزنده است. هر جلوه ای از طبیعت و هر تصویری از درختان گوناگون، آدم را یاد مصرع نامی سعدی شیرازی می اندازد که «هر ورقش دفتری است معرفت کردگار».

درون این ورقه به دیدن درختانی می رویم که برخی از آن ها کهن‏ سالند و بعضی نه. برخی از آن ها حجیم اند و بعضی اهتزاز و دسته ای نیز به ممارست لباس متفاوتی پیدا کرده اند. یک جا درختی می بینیم که درونش تهی شده، گویا بخاطر این که بتواند توی دلش گیاه دیگری را جا بدهد. تماشای روییدن گیاهی داخل بیرونی درختی عتیق سال جالب و گواه است.

درختی دیگر گویی دوقلو روییده است و درخت اتیه به طرز شگفت انگیزی کالبد کشیده و بالا رفته. انگار خدای مهربان، عرش خراشی برای سکونت حیوانات آفریده است. درون گوشه ای دیگر از این جبر ی سماوی درختی با تن ای مشبک می بینیم و تو جایی دیگر درختی با تنه ای چندقسمتی با تقسیم هایی عظیم الجثه و سایه ای بیش گسترده.