برندها چگونه بها گذاری می شوند؟

بها گذاری برند (Brand Valuation) در مدح ساده بوسیله فرایند تخمین ارزش مالی یک برند گفته می شود. در این طور فرایندی مشابه ارزش گذاری متاع یا خدمات، فاکتورهای تشکیل دهنده ی برند تجسس می شوند تا نزدیک ترین تخمین مالی برای آن به دست بیاید. استاندارد ISO 10668 بخاطر فرایندهای نرخ گذاری برندها پیشنهاد می شود که جزئیات همگی ی روندها را برای تقویم نیکوترین ارزش ارائه می کند.

استاندارد ارزش گذاری برند ۶ پیش احتیاج را بخاطر اجرای فرایند ارزش گذاری مطرح می کند:شفافیتاعتبارقابلیت اعتمادکفایتبی طرفیپارامترهای مالی، رفتاری و قانونی

موسسه هایی که عزیمت ارزش گذای برند خود یا دیگر برندها را دارند، باید جزئیات استاندارد بالا را احترام گذاردن کنند تا تخمین به مشت آمده، بخاطر کاربردهای متنوع مالی و اقتصادی معتبر باشد.تعاریف اولیهمقاله های مرتبط:هرآنچه باید در تک آگاهی از برند بدانیداعتماد بوسیله برند بیشتر از محبوبیت شکوه دارد

برندهای امروزی به فرایندهای بازاریابی خواه سوددهی باهم اتحاد کردن ها محدود نمی شوند، بلکه پشیز از عمر همه ی ما شده اند. اقتصاد دنیای امروز و آگاهی هرچه بیشتر مشتریان، برندها را به عناصری حیاتی داخل دنیای تجارت تبدیل کرده است. خود اصطلاح برند به فاکتورهای متععدی ازجمله نام، عبارت ها، علائم، نشانه ها و لوگوهایی مرتبط می شود که نشان دهنده ی کالاها، خدمات و شریک ها هستند.

ارج برند اصطلاحی است که زندگی زیادی ندارد و با حیات اهمیت بالا، تعاریف متعددی بخاطر آن نمایش می شود. البته اکثر تعاریف در کلیت موضوع با غصه اشتراک دارند، اما تفاوت هایی بی قراری در جزئیات آن ها دیده می شود. برای آشنایی کلی با تعاریف، ابتدا بهتر است عملکرد برندها را درک کنیم.

برندها سه گانه عملکرد ویژه دارند. مسیردهی، اطمینان و درگیری به نشانی عملکردهای حقیقی هر برند شناخته می شوند. مسیردهی را می نبوغ زمانی نامید که برند، مشتریان را از میان انواع گزینه های موجود در بازار به سمت خود جذب می یواش. اطمینان، ارتباط مشتری ها با خصوصیات فطری و برتری های کیفی محصول یا خدمات تضمین می نرم. ارتباط نیز در همان نفس ی خرید مقاوم می شود. درگیری را نیز می استعداد تصویرسازی انحصاری یا هویتی نامید که موجب شناخت هرچه بیشتر برند از سوی مشتریان می شود.ارج برند دربرابر ارزش ویژه ی برند

درون منابع انگلیسی دو کلمه برای ارزش برندها مطرح می شود که داخل فارسی معنای نزدیک به هم دارند. زبان Brand Value به معنای بها برند و Brand Equity به معنای ارزش خاص ی برند مطرح می شوند که تفاوت هایی طاسی با یکدیگر دارند. داخل تعریف ساده، بها برند به معنای قیمت پولی است که فرید دیگر بخاطر ابتیاع آن برند حاضر به پرداختش باشد. فرایند قیمت گذاری نیز به محاسبه ی همین قیمت و مقدار پول گفته می شود. درمقابل، قیمت خاص ی برند فراغت دارد که بیشتر از دیدگاه سمت مشتری به برند نگاه می کند.

در سال ۱۹۹۱، کارشناسان دنیای کسب وکار سریواستاوا و شاکر توضیحی برای ارج ویژه ی برند نمایش کردند. از نگاه آن ها ارزش ویژه ی برند ترکیبی از قدرت برند و ارزش برند خواهد حیات. بوسیله اقرار دیگر نرخ خاص ی برند حوزه ی گسترده تری را پوشش می دهد. نرخ ویژه ی برند مفاهیمی کیفی تر را نسبت به مقدار برند وارسی می کند

دیوید آکر تعریفی مشهود از ارزش ویژه ی برند دارد. او ارج ویژه ی برند را مجموعه ای از اموال ها و بدهی ها می داند که با ترکیب شکل های گوناگون از صراحت برند و وابستگی ها تا وفاداری مشتریان تشکیل می شود. اشکال گفته شده می توانند اثرات سلبی یا مثبت روی محاسبات داشته باشند و ترکیب آن ها، ارزش اختصاص ی برند را تقویم می زند. ارزش اختصاص ی برند را می توان زیرساختی کلیدی درون مدیریت کسب وکار دانست که نه عزب در مفاهیم بازاریابی بلکه در استراتژی کسب وکار غصه تأثیر دارد.

مفهوم ارزش اختصاص ی برند در دهه ی ۱۹۸۰ شهرت یافت. تو آن زمان نرخ خاص ی برند بوسیله توسعه ی تفکری کمک کرد که برندها را دارایی های زیبنده توجهی برای کسب وکارها می دانست. طبق آن ایده، هر برند می تواند داخل طولانی مدت روی کارایی کسب وکار مرتبط تأثیر بگذارد. همین تعریف، سر های بازارایابی و انواع وظایف و شغل های مرتبط با آن و نیز تأثیرش روی استراتژی کسب وکار را دگرگون کرد. 

بخاطر درک بهتر تفاوت میان ارزش برند و ارزش خاص ی برند به مثالی عینی می پردازیم. درون سال ۱۹۹۴، برند Quaker، برند Snapple را به قیمت ۱/۷ میلیارد دلار خریداری کرد. قدرت حقیقی توزیع برند کواکر در آن زمان به سوپرمارکت ها و داروخانه ها محدود می شد. درمقابل برند اسنپل بیش از نیمی از بیع خود را از فروشگاه های کوچک مرطوب و پمپ بنزین ها تصرف می کرد. درواقع کواکر می خواست با ابتیاع برند جدید، شکست بیع و توزیع تو فروشگاه های کوچک تر را جبران یواش.

کواکر نتوانست هزینه های خرید برند متاخر را با اضافه فروش تکرار کند. آن ها باید در حوزه های قدرت خود و همچنین مملکت های جدید فروش را افزایش می دادند تا خرج های سودا اسنپل جبران شود. درنهایت شرکت کواکر مجبور شد پس از سه گانه سال، اسنپل را به قیمت ۳۰۰ میلیون دلار بفروشد.

داستان فراز مدال می دهد که نرخ برند (Brand Value) اسنپل داخل مدت سه سالی که در اختیار کواکر بود، نزول شدیدی را تجربه کرد. درمقابل، اتفاقات پیش آمده تأثیری روی ارزش خاص ی برند (Brand Equity) اسنپل نداشت. درواقع حتی بها ویژه ی برند آن ها حتی به خاطر افزودن تبلیغات توسط کواکر، مدلل ماند یا تا اینکه افزایش هم پیدا کرد. داخل داستان سابق الذکر به این نتیجه می رسیم که قیمت خرید یک برند یا تا اینکه تکثیر و کاهش بها کالاهای آن هیچ تأثیری بر جابه جایی ارزش ویژه ی برند ندارد. درمقابل متوجه می شویم که بها بالای برند بوسیله معنای نرخ ویژه ی بالا تراشیدن. به نشانی مثال اپل اکنون در بالاترین ایستگاه قیمت برند تو میان برندهای جهانی صبر دارد، ولی از لحاظ ارزش ویژه ی برند، کوکاکولا عموما در رتبه ی اول استراحت می گیرد.تعریف و هدف تقویم برند

برند به انزوا عنصری پیچیده محسوب می شود. به اشعار دیگر نمی نبوغ به راحتی و با ابزارهای ساده، برند را مانند دیگر عناصر کسب وکار همچون سوددهی پیمانه گیری کرد. پیش از تخمین هر برند، ابتدا باید اصل تک تقویم و تحلیل را واضح کنیم. درواقع باید بدانیم که از میان علامت تجاری، برند یا کسب و کار برند شده، کدام یک را اندازه گیری می کنیم. بعد باید شعار ارزیابی را نیز مشص کنیم. با پاسخ به سؤال های سابق الذکر (کدام برند و با چه هدفی) می توانیم افزار ارزان برای تقویم برند را پیدا کنیم.

فرایند ارزیابی برند اهمیت بالایی درون ساختارهای کسب وکاری دارد. در دامنه مطلع خویشتن برند و انبازی آقا آن با ارزیابی می توانند بهبودهایی را تو فرایندهای خود ایجاد کنند. به علاوه با تخمین برند  می توان شمارش ی باریک بین تازگی اندوه از ارزش بازار فعالیت بوسیله دست آورد. درکنار همه ی موارد، ارزش یک برند در فرایندهایی همچون خرید و ادغام نیز اهمیت فوقانی ظاهر می کند. درنهایت می استعداد قیمت گذاری برند را می توان فرایندی تکنیکال دانست که درون بخش های مافوق کاربردی خواهد حیات:گزارش های مالیگزارش ها و برنامه ریزی های مالیاتیفرایندهای حقوقی و قضاییاوراق قرضهصدور مجوزخرید و ادغاماهداف ارتباطی با سرمایه گذارهاارزش گذاری تجاریمعماری برندمدیریت پورتفولیواستراتژی بازارتخصیص بودجه

روش های سنتی

تحقیقات پیشین در مرزوبوم ی مقدار گذاری برند درون دو مملکت محدود می شدند. حوزه ی فاتحه به کمیت گیری بازاریابی نرخ اختصاص ی برند و حوزه ی دوم به دگرگونی برندها بوسیله مفاهیم مالی اختصاص داشت. حوزه ی نخست یعنی اندازه گیری با اهداف بازاریابی توسط متخصصان متعددی مورد وارسی قرار گرفت و Keller زیاد از همه از آن استعمال می کرد. از میان مهم ترین مطالعات و مقاله ها می استعداد بوسیله موارد زیر اشاره کرد:اندازه گیری قدرت برندارزیابی توسعه ی برندتخمین ارج ویژه ی برندارزیابی مقدار ویژه ی برند در بازارهای محلی و جهانی

فرایند معاینه برندها به صورت مفاهیم مالی و اقتصادی زمانی ظهور مشهود کرد که برندها در محاسبات مالی شرکت ها محسوس شدند. چنین رویکردی در دهه ی ۱۹۹۰ به بلندی خود رسید و منجر به چالش هایی داخل مرزوبوم های احصائیه داری و مالی شد. درواقع ماهیت برندها عایق از آن می شد که بها آینده و تأثیرگذاری آن ها روی مفاهیم مالی بررسی شود.ارزیابی برند برای خویشتن شریک شدن مالک زیاد از همگی ی ذی نفع ها مهم خواهد بود

تالینگتون در مقاله ی سال ۱۹۹۹ خود تفاوت میان مفاهیمی همچون حسن نیت برند و مایملک های نامشهود برندها را شرح داد. مطالعات آتی به تأثیر مراد مشتریان از کیفیت یک برند روی ارزش آن پرداختند که البته معدود از ارج ویژه ی برند وجود. برخی از مطالعات نیز به ارتباط ارزش سهام داران و ارزش مالی برندهای یک کسب وکار اختصاص داشتند.روش های بها گذاری برند

امروزه طرز های ارزش گذاری برندها بوسیله مفاهیم بالا محدود نمی شوند. سازمان معیار بین المللی ISO سندی تحت عنوان ISO 10668 منتشر کرد که فرایند قیمت گذاری را منظم می بطی ء و نتایج بوسیله دست آمده براساس آن، به غصه نزدیک خیس شده اند. مدل مذکور با نام انگلیسی Monetary Brand Valuation در سال ۲۰۱۰ مقبول شد. امروزه شرکت های جلال که در حوزه ی ارزش گذاری برند شناخته شده هستند، از این نمونه انقیاد می کنند. از میان مشهورترین آن ها می قابلیت به Interbrand، Finance World و Brand Equity Ten اشاره کرد.

استاندارد ایزو ۱۰۶۶۸ را می توان یک استاندارد متا خواند که اصول اولیه ی مورد نیاز برای ارزیابی برند را درکنار جنس فعالیت های مورد حاجت شرح می دهد. این نمونه خلاصه ای از نیکوترین راه های موجود محسوب می شود که برای تقویم بهتر برندها نیاز خواهد بود. البته در استاندارد مذکور، اشاره ای بوسیله جزئیات طرز ها و مراحل تخمین برند نمی شود.

براساس مدل ایزو ۱۰۶۶۸، هر برند بخاطر ارزیابی بهتر باید تحت سه گانه بار تحلیل راحتی بگیرد: تحلیل قانونی، تفریق رفتاری و تحلیل مالی. همان طور که می دانیم برند یک مفهوم انتزاعی (Subjective) محسوب می شود و حد گیری آن اشکال های زیادی دارد. نمونه سابق الذکر و مراحل سه گانه ی آن، جدیت می کنند تا برند را به مفهومی عینی (Objective) تبدیل کنند.تحلیل های قانونی 

تحلیل عرفی روشی است که خط مرزی میان نشان های تجاری، برندها و دارایی های نامشهود می کشد که در ماهیت برند نقش دارند. سپس هریک از آن ها را به عنوان ماهیت های ول معرفی می درنگ. داخل بار ی اول انتزاع قانونی ارزیاب برند دارایی های نامشهود و حقوق مالکیت معنوی در تعریف برند مورد نظر را محسوس می کند. پس ازآن محافظت های عرفی عرضه شده به برند شناسایی می شوند. در این مرحله باید همگی ی حقوق عرفی برند واضح شود. بوسیله علاوه آقا قانونی هر حق قانونی و پارامترهای حقوقی متأثر به خشکی امدن رشد یا کاستی برند بی آرامی باید روبرو شوند.انتزاع های رفتاری

انتزاع های مبتنی بر اقدام عموما به درک مفهوم و عرضه ی عملی پیرامون رفتارهای ذی نفع ها مرتبط می شود. انتزاع ها باید به صورت اختصاصی در حوزه های جغرافیایی، دشت و دسته بندی های مشتریان انجام شوند.

برای پیاده سازی هرچه بهتر اسلوب تحلیل های رفتاری، باید دانش کافی از ابعاد بازار و روندهای آن داشته باشیم. به علاوه باید تأثیر برند در تصمیم به خرید مشتریان را تقویم کنیم. همچنین تمایل همه ی گروه های ذی نفع به جانب برند هم اهمین دارد. درنهایت مزایای مالی که برند مذکور روی کسب وکار اصلی می گذارد بی آرامی باید تحلیل شوند. در این فرایند، ارزیاب باید چرایی انتخاب یک برند توسط مشتری از میان برندهای رقیب را تحلیل بطی ء. به علاوه باید مفهوم قدرت برند وارسی شود که دربرگیرنده تسهیم خرید آتی، درآمد و ریسک های مرتبط با برند می شود.تحلیل های مالی

انتزاع مالی را می توان پرکاربردترین نحو ارزش گذاری برند نامید که از چهار رویکرد استفاده می بطی ء. هزینه، بازار، درآمد و رویکرد فرمولی، چهار سیاق پا بر جا تحلیل مالی هستند. گونه پنجمی بوسیله عنوان شرایط اختصاص هم حیات دارد که برخی اوقات توسط ارزیا ب های برند استفاده می شود. این روش ادعا می درنگ که داخل فدایی مواقع نرخ گذاری برند مرتبط با شرایطی می شود که لزوما با تخمین های تویی و اجنبی قابل توضیح نیستند.ارج گذاری برند بر مبنای هزینه هاروش های ارزیابی کنار مبنای خرج ها طرفدارهای بسیاری داخل میان کارشناسان دارند

روش ارزش گذاری برند براساس هزینه بیشتر توسط دو دانشمند مبصر دنیای تصرف وکار یعنی Aaker و Keller استفاده می شود. آن ها درون تجرید های این چنینی، نفقه ی تک نیاز بخاطر تاسیس خواه جایگزینی برند مورد نظر را وارسی می کنند. رویکرد هزینه ای خویشتن به چهار دسته تقسیم می شود:وضع نفقه ی مجموع یا تاریخچه ی هزینه

درون این روش همه ی هزینه های قبلی بازاریابی به نشانی بها برند در نظر گرفته می شود. بوسیله اعتراف دیگر تاریخچه ی نفقه ی ساخت برند به عنوان ارزش برند در دیدن خمود می شود. چنین رویکردی عموما برای اندازه گیری ارزش برندهای رقیب در زمان ساخت برند جدید مصرف می شود. در آن زمان ها امکان اندازه گیری رویکرد بازار و مزایای برند بوسیله قیافه کنجکاو وجود ندارد.

از نقاط شکست میزان هزینه ی مجموع می نبوغ به این نکته اشاره کرد که تشخیص دقیق هزینه های بازاریابی و مجزا کردن آن از هزینه های تولید و فروش آن چنان آسان نخواهد وجود. به علاوه محاسبه ی همگی ی نفقه های تاریخی یک برند هم مقدور نیست. راه مذکور، سرمایه گذاری های تمام مدت عاری پول همچون کنترل کیفیت، تخصص خاص ی کسب وکار، شریک شدن نیروی انسانی و هزینه هایی همچون به روزرسانی را حزن درون رویت نمی گیرد درحالی که همه ی موارد گفته شده می توانند تأثیری ژرف روی مقدار برند داشته باشند.

هزینه ی ساخت برند شاید کمترین تأثیر را داخل ارزش کنونی آن داشته باشد. به هرحال روش هزینه های تاریخی بازدهی بالایی ندارد و حتی محاسبه ی آن نیز تقریبا غیرممکن است. راهکارهای جایگزینی برای گونه نفقه های تاریخی مطرح شده اند که عموما همان کمبودها را یدک می کشند. با این حال روشی توسط Reily و Schweihs معرفی شد که شاید کاربردی باشد. آن ها پیشنهاد می دهند که هزینه ی وضع اندازی برند را براساس باد سالانه تنظیم کنیم تا هزینه ی به دست آمده، به نرخ امروزی نزدیک تر شود.اسلوب هزینه ی جایگزینی

رویه جایگزینی تخیل می بطی ء که شرکتی بخواهد برند کنونی را با برندی شبیه و با کارایی برابر، جایگزین کندو هزینه ها و سرمایه گذاری های مورد نیاز برای این طور جایگزینی، به نشانی قیمت برند مطرح می شوند.

روش جایگزینی با استراحت بیشتری اجرا می شود، اما موفقیت برند کنونی تأسیس شده را در محاسبات لحاظ نمی بطی ء. برندی که بخاطر اولین بار وارد یک بازار می شود، قطعا برتری های نسبت به رقبای اینده دارد. برند اول همیشه رقابت کمتری را امتحان می بطی ء. حال چنانچه بخواهیم همین برند را با برندی جدید جایگزین کنیم، شانس توفیق کمتری خواهیم داشت. درنتیجه احتمالا در محاسبه ی نفقه ها نیز باریک بین نخواهیم وجود.مدل تبدیل

کارشناسان در استفاده از مدل تبدیل، ارج آگاهی مورد احتیاج بخاطر رساندن برندی بوسیله سطح کنونی فروش را شمارش می کنند. آکر از کارشناسانی است که توضیحات کاملی پیرامون این نوع از طرز ارزیابی براساس خرج ها دارد. خروجی مقیاس تبدیل برای دو مرام مورد کاربرد قرار می گیرد. داخل دامنه اول با استفاده از این روش می نبوغ هزینه ی جذب مشتری جدید را محاسبه کرد و سپس، نفقه های جایگزینی ارج ویژه ی برند محاسبه می شوند.

ضعف حقیقی مقیاس تبدیل در تفاوت الگوهای خرید یک ثمر برند شده و محصولی نو خود را مدال می دهد. به علاوه نرخ دگرگونی بین آگاهی و معامله بخاطر محصولات برند نشده بسیار بیشتر از محصولی با برند شناخته شده خواهد وجود. درنهایت آگاهی را نیز نمی توان فاکتوری حیاتی بخاطر فروش در رویت گرفت.

میزان اولویت مشتری

آکر اعتقاد دارد نرخ یک برند را می توان با مشاهده ی تکثیر آگاهی و مقایسه ی آن با افزودن سهم بازار، شمارش کرد. البته او مشکل این روش را حزن اقرار می کند. داخل این طور روشی هویدا نیست که چه ارج از اضافه سهم بازار به خاطر آگاهی و چه نرخ بوسیله خیال عوامل دیگر بوده است. درنتیجه نمی توان شیار رابط مشخصی بین آگاهی و سهم بازار یک برند ترسیم کرد.برند ابد با دارایی های نامشهود دیگر تصرف وکار ترکیب می شود

رویه خلق مجدد به نشانی جایگزینی بخاطر میزان اولویت مشتری بیان می شود که شباهت یدکی حزن بوسیله راه جایگزینی دارد. البته در سیاق ابداع مجدد، به جای لحاظ ی نفقه های جایگزینی، هزینه های اسیر در پیدایش مجدد برند محاسبه می شوند. از تباین های دیگر دو سیاق مذکور می استعداد بوسیله محاسبه ی اموال های نامشهود اشاره کرد. درون روش جایگزینی، قیمت محاسبه شده دارایی های نامشهود قدیمی را در رویت نمی گیرد.

راه ارزش ابدی مانده، از دیگر روش هایی است که به عنوان جایگزینی بخاطر اولویت مشتری بیان می شود. تو این روش، بها برند با تحلیل خرج های انباشته ی برند از درآمد انباشته ی حاصل از برند محاسبه می شود.مقدار گذاری برند به خشکی امدن مبنای بازار

احتمالا راه های مبتنی به خشکی امدن میدان بخاطر بسیاری از مخاطبان شایان لمس پر حرارت خواهند وجود. تو چنین اسلوب هایی، ارزش فروش برند بررسی می شوند. بوسیله بیان دیگر بالاترین قیمت بوسیله نشانی ارزش برند در دید پژمرده می شود که مشتری و فروشنده ی متمایل مهیا به صیقلی بخاطر آن باشند. نکته ی واضح اینکه چنین روشی برای محاسبه ی ارزش برند تو زمان های فروش استعمال می شود. روش های زیر، مشهورترین اسلوب های محاسبه ی مقدار برند بر مبنای میدان هستند:روش مقایسه ای

روش مقایسه ای همان طور که از نامش رک است، ارزش فروش و خرید برندهای مشابه داخل صنعت مستوی را با هم مقایسه می کند. روش مذکور از فاکتورهای یک شرکت ثالث برای وارسی ارزش برند استفاده می یواش که یک نقطه ی قوت محسوب می شود. به علاوه محاسبه ی چنین نوعی از ارج برند همچنین آن چنان شاق نخواهد بود.

نقطه ی ضعف روش مقایسه ای خود را تو بوسیله دست آوردن داده های هزینه ای نشان می دهد. بوسیله علاوه قیمتی که برای یک برند شبیه صیقلی می شود، شامل فاکتورهای بی حد فکری و فکری و مسئله خریدار تیمار خواهد بود. درنتیجه شاید چنان فاکتورهایی بخاطر خرید برند مورد بررسی وجود نداشته باشند و همین اختلاف ها، موجب کاهش یا اضافه ارزش برند تک دیدن شود.رویه تخمین مقدار ویژه ی برند

سیمون و سالیوان باور دارند مقدار ویژه ی برند را می استعداد بوسیله دو مدخل انشعاب کرد. یک جزء از ارزش ویژه ی برند بوسیله افزایش تقاضا مرتبط می شود که محتوی مواردی همچون تبلیغات و نتایج آن تو افزودن سود خواهد بود. بخش دوم برتری بها را مقصد می رود که ازطریق معرفی محصولات متاخر خواه اقتصاد مقیاس دهی و توزیع برند به مشت می آید.

باتوجه به توضیحات بالا، ارزش ویژه ی برند با استفاده از ارزش مالی بازار محاسبه می شود. روش سابق الذکر بوسیله خاطر تکیه پهلو شواهد تجربی، نقطه ی قوت قابل توجهی دارد. از نقاط ضعف آن همچنین می توان بوسیله تصورات بازدهی پشته در بازار اشاره کرد که شاید درون همه ی بازارها صحیح نباشد.رویه باقی مانده

از روش هایی که متکی ی زیادی بر داده های اصلی ریاضی دارند، می توان بوسیله وضع سرمد مانده رمز کرد. کلر این روش را پیشنهاد می دهد و در آن، ارج راسته را از دارایی های خالص کسب وکار تفریق می بطی ء. درنتیجه مقدار دارایی های نامشهود به دست می آید که برند حزن جزئی از آن ها محسوب می شود.

داموداران روشی جایگزین روش پایا مانده پیشنهاد داده و موارد الزامی برای لحاظ را تطویل می دهد. بسیاری از فاکتورهای مالی درون طرز جایگزین باید محاسبه شوند که سوددهی، نرخ بهره، ارزش اموال ها و موارد مانند را شامل می شوند.ارزش گذاری برند بر مبنای درآمد

در شمارش های مبتنی بر درآمد، درآمدهای خالص آتی که به قیافه مستقیم با برند در ارتباط باشند، مقدار برند را در وضعیت کنونی بی پرده می کنند. این رویکرد بوسیله رخ ویژه ظرفیت های آتی برند را مشخص می نرم و قطعا کارایی بالایی دارد. بها محاسبه شده زمانی که با ارزش میدان آزاد مقایسه می شود برای مالک برند کاربردی خواهد وجود. رویکردهای مبتنی بر درآمد به وضع های دون ارزش برند را لحاظ می کنند:طرز ضایع نمره

طرز راست امتیاز یا Royalty Relief را می توان یکی از پرکاربردترین طرز های کنونی دانست. در محاسبه ی ارزش برند با این روش، هزینه ی لازم بخاطر استفاده و ستاندن حق امتیاز یک اشتهار تجاری توسط برند دیگر به عنوان ارزش آن تو دیدن محزون می شود.

ارزیاب برند در مصرف از روش عبث امتیاز باید پایه های محاسباتی خویشتن را به عارض کامل رک کند. وقوف از ارج جاری حق امتیاز، نرخ رشد، عمر زیبنده پیش بینی و نرخ نزول برند از فاکتورهای رادیکال تو محاسبه ی عبث تشخیص هستند. پس از شمارش های اولیه، مقدار های متعددی برای ضایع امتیاز برند به دست می آید و درنهایت با درنظرگرفتن جنبه های کیفی برند، ارج نهایی محاسبه می شود. از جنبه های کیفی برند می توان بوسیله غلبه تیم برند و همچنین مدیریت آن اشاره کرد.نرخ افزوده بوسیله خاطر برندسازی محصول، جلال بالایی داخل ارزیابی برند دارد

روش ارزیابی برند براساس عبث امتیاز به استانداردی در محاسبه های مالی و اقتصادی دگرگونی شده است. مقامات عرفی و مالیاتی کشورهای بی اندازه نیز نتایج این جنس ارزش گذاری را می پذیرند، ولی به خاطر کم بودن برندهای قابل مقایسه با این روش، چالش هایی تو پیاده سازی آن وجود دارد. به علاوه ارج حق امتیاز نیز علاوه بر برند به فاکتورهای دیگر اندوه موقوف خواهد بود که منجر بوسیله کاهش مداقه محاسبات می شود.طرز اختلاف ارج و ارج بیع

ارزش گذاری برند براساس قیمت نرخ و فروش، با مقایسه ی  شرکت های دارای برند و بدون برند انجام می شود. اطلاعات مورد نیاز برای مقایسه ی شریک شدن ها داخل این روش به قرار بوسیله دست می آیند، ولی باز هم با کمبود همدستی های زیبنده مقایسه روبه رو هستیم. به علاوه باز حزن محاسبه ی برند به عنوان یک دارایی نامشهود در میان دارایی های مفرط شاق خواهد وجود. به نشانی شهید ارتباط مناسب با مشتری تیمار از اموال های نامشهود محسوب می شود که درون مقایسه ها باید از برند استثنا شود.نحو برتری قیمت

در این سیاق محاسباتی، قیمت یک کالای برند شده اعلی از کالایی بدون برندسازی داخل نظر اندوهناک می شود. برای لحاظ ی ارزش برند، اختلاف قیمت کالای برندشده با کالای بدون برند تو حجم فروش کالای برندشده تباره می شود.

برتری قیمت همیشه تخیل را بر این می گذارد که برندسازی مزایای افزوده ای برای استفاده کننده ها دارد و آن ها را متمایل بوسیله پرداخت هزینه ی بیشتر برای لوازم می درنگ. نقطه ی انقراض سیاق برتری قیمت آن جایی مشخص می شود که خود برند تأثیری در ارج افزوده ی دشت نداشته باشد و مواردی همچون هزینه های تولید خواه سهم بازار، نرخ ها را تغییر دهند.

روش روانی نقدی تنزیل شده

در محاسبه ی ارج برند با گونه روانی نقدی علاقه و علاقمند کردن شده با مشکل شمارش ی روانی نقدی مرتبط با برند روبه رو هستیم. از یک دیدگاه کاملا مالی، شمارش ی مسئله آزاد اصولی تیز خواهد حیات چون عرشه تأثیر چالش های حسابداری قرار ندارد. به هرحال قضیه نقدی همیشه فاکتور تأثیرگذار در لحاظ ی ارزش هر دارایی خواهد حیات.

جریان نقدی نازل شدن شده، دارایی هایی را که درحال مجهز جریان نقدی ایجاد نمی کنند را در نظر نمی گیرد و باید نحو های تکمیلی دیگر برای محسابه ی بهینه ی ارزش برند با آن ترکیب شود. مزیت این مدل، درنظرگرفتن دارایی های طرز کار و سرمایه گذاری اموال ثابت درون محاسبات است.شمارش ی تفاوت بازگشت سرمایه، بازگشت دارایی و نرخ اقتصادی افزوده

روش مذکور شبیه راه برتری ارزش بر این بنیان استوار می شود که کالای برند شده، بازدهی بیشتری دارد. درنتیجه چنانچه ارزش افزوده ی مذکور را در نظر بگیریم، بوسیله شمارش ی ارزش برند خواهیم رسید. استفاده از این روش سهولت بیشتری دارد و داده ها آن نیز درون دسترس هستند. البته باز حزن تفاوتی میان برند و دیگر اموال های نامشهود تصرف وکار درون نظر نمی گیرد که یک چالش رادیکال را به همراه خواهد داشت.

از دیگر رویه های مبتنی بر درآمد می توان به انتزاع های بی قراری پوشانی، راه جداسازی درآمد، مقدار برند براساس درآمدهای آتی و میزان انتزاع تعادل و موارد دیگر اشاره کرد. تنوع گونه های نرخ گذاری برند براساس درآمد نشان می دهد که نتایج آن متجاوز از رویکردهای دیگر کنجکاو هستند و کارشناسان متعددی به آن ها تکیه گاه می کنند.نرخ گذاری برند براساس فرمولشرکت های مشاور برندسازی، فرمول های متعددی را برای سهولت کار خود و مشتریان ارائه کرده اند

روش های فرمولی عموما توسط شرکت هایی بوسیله فرمان خمود می شوند که وطیفه ی مشاوره ی برندسازی برای باهم اتحاد کردن های دیگر را پیاده شدن عهده دارند. فرمول ها شباهت اضافی به رویکردهای درآمدی یا اقتصادی دارند و به نسبت کاربرد تجاری با غصه تفاوت پیدا می کنند. فرمول ها از شمارش فاکتورهایی که برای شمارش ی ارزش برند داخل نظر می گیرند نیز با هم تباین دارند. از میان مشهورترین رویکردهای فرمولی می استعداد به موارد مافوق اشاره کرد:رویکرد Interbrand

اینتربرند از مشهورترین باهم اتحاد کردن های مشا وره ی برندینگ داخل جهان است که در حوزه هایی همچون استراتژی برند، تحلیل برند و ارزش گذاری برندها تخصص دارد. آن ها داخل یکی از رویکردهای محاسباتی خود درآمد برند را مطالعه کرده و آن را با فاکتورهای بی شمار مالی انتظام می کنند. اینتربرند محاسبات خود را براساس انتزاع های مالی، نقش برند و قدرت آن انجام می دهد.

شمارش ی درآمد برند توسط اینتربرند موافق سندی انجام می شود که براساس ۷ فاکتور انتظام شده است:رهبریفعالیت بین المللیپایداریبازارروندهای موجودپشتیبانیحفاظت در زمان افت بازار

رویکرد برند به خاطر درنظرگرفتن همه ی گنجایش های برندینگ از پذیرفته ترین روش ها محسوب می شود. چالش اصلی در روش اینتربرند، خویشتن را در لحاظ ی نرخ سقوط علامت می دهد. محاسبه ی ارج کاستی برند و تأثیرگذاری تبلیغات و موارد دیگر در توشه گرفتن آن، همیشه اشکال هایی را به همراه دارد. به همین دلیل آکر طرز اینتربرند را آن چنان کاربردی نمی داند.رویکرد Finance World

مجله ی فایننشال ورلد بی آرامی در محاسبات ارج برند از همان هفت فاکتور اینتربرند کاربرد می کند. البته آن ها برای محاسبه ی سود حاصل از برندسازی راه دیگری دارند. مزیت برندسازی بخاطر ثمر در فایننشال ورلد با تخمین منفعت عملیاتی مرتبط با برند و کاستن درآمدهای یک علیه عاری برند از آن، محاسبه می شود. رویکرد Brand Equity Ten

وضع برند ایکویتی تن با استفاده از پنج فاکتور، مقدار برند را محاسبه می کند. وفاداری، کیفیت درک شده یا ابزارهای رهبری، گنجایش های دیگر مرتبط با مشتری یا ابزارهای تمایز برند همچون هویت برند، ابزارهای آگاهی و ابزارهای اقدام میدان مانند سهم بازار، نرخ بازار و پوشش توزیع از موارد مرموز ای هستند که در تخمین های برند ایکویتی محاسبه می شوند.

رویکرد Brand Finance

برند فایننس یک شریک بریتانیایی کوشا در حوزه ی مشاوره است که نرخ برند را با استفاده از موضع برند و میدان رقابتی محاسبه می نرم. کل درآمدهای کسب وکار نتیجه از برندسازی، ارزش افزوده ی همه ی درآمدهای وابسته به برند و فاکتور ریسک بتا مرتبط با درآمدها توسط این همدستی به کار گرفته می شوند.جمع بندی

با مطالعه ی رویکردهای بالا درون مقدار گذاری برند، ملتفت شکوه ارزش برند داخل محاسبات مالی و بازاریابی شرکت ها می شویم. تنوع روش ها و اثبات هایی که برای بی عیب بودن هر کدام ارائه می شود، قطعا از حوصله ی یک مقاله بیرون خواهد وجود. دراین میان شرکت هایی که مقصود به قطع گیری باریک بین تر مقدار برند خود دارند، عموما از مشارکت های وکیل استفاده می کنند.

برای دریافتن نرخ برندهای دیگر همچنین درنظرگرفتن محاسبات چند روش و شرکت مشاوره ای پیشنهاد می شود. درواقع خریدارانی که بوسیله فکر بیع و ادغام برندها هستند، کمتر به محاسبات خویشتن برند مورد رویت اعتماد می کنند و ترکیبی از محاسبات بالا و همچنین تقویم های مشاوران را برای بی پرده کردن ارج بازپسین در نظر می گیرند. با حیات همه ی دستور کار ریزی ها و انتزاع های خریداران، باز بی قراری شمارش ی نکته سنج قیمت یک برند کار دقیقی نخواهد بود.

رتبه بندی های متعددی که در سرتاسر برند برای بها برندها منتشر می شود، هرکدام براساس فرمول منحصربه بی تا خویشتن عمل می کنند. به همین دلیل احتمالا رتبه بندی هایی که در وب سایت های متنوع مشاهده می کنید، با هم تفاوت هایی خواهند داشت. دراین میان درصورت احتیاج به معلومات دقیق پیرامون نرخ برندها، مبدا باید روش محاسبه و رتبه بندی سرویس را مطالعه کنید و درصورت تأیید روش، آن را به نشانی سندی زیبنده توکل بپذیرید. از میان رسانه های مشهوری که بوسیله رتبه برندی برندها می پردازند، می توان به اینتربرند، برندز و فوربز اشاره کرد که مبنای بسیاری از اخبار و انتزاع های دنیای کسب وکار را تشکیل می دهند.بیشتر بخوانید:انویدیا ازاین پس از نام Tesla بخاطر محصولات خویشتن مصرف نمی کندبررسی نمو و جایگاه کنونی هواوی در دنیای فناورینقش مارکت نماینده های تویی در برندسازی محصولات ایرانی چگونه است؟استفاده از غلبه رمان سرایی در انسانی سازی برندبرندهای ایرانی در تقلا برای افزودن محبوبیت تو فضای آنلاین