عشقهای باطل: نگاهی به ماهیت عشق و وابستگی
چه میدانم آخر… یک روز میگویند عاشق هستند و روز دیگر بیتفاوت. امروز تو را دوست دارند و فردا میگویند «سرم شلوغ است، وقت ندارم.» وقتی به آنها میگویی که عاشق نیستند، بلکه وابستهاند، چنان برافروخته میشوند که گویی تمام بیمعرفتیهای دنیا را به آنها نسبت دادهای.
کجا شنیده بودم؟ یادم نیست، اما کسی میگفت بهترین دکتر نه زلیخا عاشق بود و نه یعقوب. زلیخا تاوان شهوتپرستیاش را داد و یعقوب تاوان وابستگی بیحدش را. پرسیدم پس عاشق واقعی چه کسی بود؟ پاسخ داد: «یوسف.» البته این نظر من هم هست؛ یوسف را عاشق دیدهام. حوصله شنیدن اعتراض از سوی طرفداران زلیخا و یعقوب را ندارم.
آری! اینها عشقهای باطلاند. مگر عشق اینگونه است که شب را بدون یار به صبح برسانی؟ وقتی یار حضور ندارد، روح تو به سراغش میرود. اما حالا چه میشنویم؟ امان از این دلهایی که پیرو «عشقهای باطل» هستند.